بارسین و اولین شب یلدا
سلام جوجوووووووووووو
دیشب اولین شب یلدایی بود که کنار من و بابایی بودی
. جشن تولدت رو هم گرفتیم
همراه با فیلم و کلی عکس یادگاری
کادوی تولدت هم یه شلوار پیش بندی بود که تنت کردیم قند عسل
. الهی که همیشه شاد باشی عزیزدل مامان. راستی تا یدم نرفته بگم که بالاخه بندر هم هوا سرد شد ![]()
اینم عکس کیک تولدی که مامانی برات پخته![]()

هندونه شب یلدامون




اینقد به فکر خوردن خوراکی های سر میز بودی که نمی تونستم عکس درست و حسابی ازت بگیرم

اینجا بابایی به زور نگهت داشت که میز رو بهم نریزی شما هم شروع کردی به گریه![]()



آخرش هم این شکلی شدی![]()

اما با گرفتن یه دونه کدو تنبل شاد شدی.gif)

بالاخره به مرادت رسیدی![]()


بابایی به جای شما شمع ها رو فوت کرد ( شما هم مشغول کدو خوردن )![]()

آخرش هم اینقد غر زدی که مجبور شدیم برای آروم کردنت ظرف ذرت بو داده رو بدیم بهت آخه از اول چشمت دنبالش بود و همش دستت رو سمتش دراز می کردی![]()


خوشمزست مامان







بارسین و اولین شب یلدا
