بارسین در نظام مهندسی
ملوس مامان سلام![]()
![]()
روز دوشنبه نرفتیم سر کار و تا ساعت 10 لالا کردیم
بعد بابایی زنگ زد و ما هم سریع حاضر شدیم و باهش رفتیم بانک و نظام مهندسی آخه بابایی اونجا یکم کار داشت ما هم که حوصلمون سر رفته بود باهاش رفتیم . توی بانک و نظام مهندسی همه نازت می کردن و می خواستن بغلت کنن
. تو نظام خانوم هایی که اونجا کار می کردن بغلت کرده بودن و می بردنت تو اتاقای مختلف و به همکارای دیگه نشونت می دادن
و کلی هم باهات عکس گرفتن و می گفتن چقدر شبیه باباشه شما هم اصلا غریبی نکردی و نگاشون می کردی و می خندیدی . خلاصه که دختر کش شدی پسری
. خاطرخواه زیاد داری باید حواسم بهت باشه
![]()

اینجا تو پاساژ ستاره جنوب روسری فروشی مادره . این عکس رو فروشنده مغازه ازتون گرفته آخه باهاش آشناییم اون هم یه دخمل داره به نام سارینا که 17 روز از شما بزرگتره![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بارسین در نظام مهندسی
